X
تبلیغات
هنرگان - تجلیات هنر در قرآن

هنرگان

تجلیات هنر در قرآن

بسمه تعالی

 

آسمان از فرط شادی گلگون شده بود . پرندگان غوغا کرده بودند و درختان از سرمستیشان نمی دانستند چه کنند . زمینیان و افلاکیان غرق شادی بودند ... چشمان مردمان معجزه ندیده ی مکه متحیرانه به مادرو کودکی که از دل کعبه بیرون می آمدند می نگریست . فاطمه مریم وار عیسی زمان را آورده بود ...

  

    امروز ۱۳ رجب روز فخر و شادی پیروان مولا علی (ع ) است هر چند که با این کشتار استکبار در عراق شادی کردن رنگ باخته است . که خبر دارد از دل او که حاضر است و ناپیدا ...

  به یمن این روز برآن شدم که اشارتی کنم به جلوه های هنر در قرآن هر چند که از هنر علی گفتن خود بسیار زیباست که او در جایی خوشنویسی زبر دست است و تا امروز مقتدای هر خوشنویس شیعه و در جایی دیگر سخنوری که بلاغتش را به معجزه شبیه می دانند و در جایی دیگر ... علی خود هنرمند است و کتاب ها باید که رموز هنرش فاش کنند و از توان من عاجز خویش نشناس خارج است که از آن سخنی گویم .  جلوه های هنر در قرآن را هم سال ها پیش در پی تحقیق مدرسه ای در روزنامه ای یافتم و چیز زیادی بر آن نیافزوده ام .

  

 اعجاز لفظی در قرآن

         عبدالقاهر جرجانی در باب عجز عرب در معارضه با قرآن می گويد : جلوه هایی که آن را در نظم قرآن يافتند و ويژگی های خاصی که در سياق قرآن با آن مواجه شدند و زيبايی هايی که در اوايل و اواخر آيات می ديدند ، مواضع الفاظ ، ضرب المثل ها ، شيوه بيان خبرها و نوع پند دادن ، تنبيه و اعلام ، انذار و تبشير و استدلال های رصين و براهين مستحکم و علاوه بر اينها گويش زيبای قرآن ، عرب را از آوردن چيزی مثل آن عاجز کرد.

 

سجع آيات

        سجع در قرآن کريم به اندازه ای زياد است که در دايره عد و حصر نمی گنجد و در اينجا مراد از سجع آيات سجعی است که آيات بدان ختم می شوند . اين صنعت بديع يکی از زيباترين آرايه های لفضی است که موسيقی کلام را بطور چشمگيری افزايش می دهد و بر لذت شنيدن کلام می افزايد .

    آهنگ قرآن و مو سيقی موجود در الفاظ آن اين هنر را دارد که به آنچه قرائت شده جان می دهد و آن را در نظر انسان برجسته تر می کند و کلمه به کلمه در روح می نشاند . اکثر سجعی که در آيات بدان ختم می شوند، نون وميم مسبوق به حرف مد هستند ، البته گاهی نپز غير از اين دو حرف حروف ديگری هستند اما در هر حال اکثرا مسبوق به حرف مد می باشند ، کاه نيز الف مقصوره سجع آخر آيات قرار می گيرد .

مانند (( هدی للمتقين )) ، (( اولئک هم المفلحون ))وبرای مثال دوم مانند: ( ان الله علی کل شيیءقدير )

و برای مثال سوم ( والضحی ، واليل اذا سجی ) .

حرف مد در آخر آيات باعث وسعت ميدان برای قاری ايجاد می کند تا با ايجاد نغمه های دل انگيز بر زيبايی قرائت می افزايد .

 

تصوير در قرآن

   وقتی سخنی از تصوير در قرآن به ميان می آيد منظور اين نيست که برخی عبارات در قرآن فاقد تصوير هستند ، چون هر عبارتی خواه نثر باشد يا نظم يا کلام گفتاری باشد بايد در ذهن تصوِيری را ترسيم کند تا معنای آن قابل فهم باشد .

اما همين تصوير خود بر 2 قسم است :

1- تصاوير معنوی : همان تصاويری که فقط ذهن می تواند آنها را رسم کند و مصداقی برای آنها در عالم خارج وجود ندارد .

2- تصاوير حسی : تصاوير ی که مصداق آنها در عالم خارج وجود دارد .

منظور ما در اينجا تصاوير حسی است که به اشکال مختلف در قرآن متجلی شده اند :

مثلا در سوره واقعه در اوايل سوره چون بحث از محسوسات است مانند : تخت های به گوهر آراسته و ...

  تصاویر قرآن بسیار زنده و پر از نکات معنایی است مانند جایی که قرآن برای نشان دادن شدت عصبانیت جاهلان از دختر دار شدن می گوید چهره ی آنان از فرط عصبانیت سیاه می شد . تشبیهات قرآن نیز مانند تشبیهات شاعران بسیار غنی است مثل (( کامثال الولومکنون )) که حوریان بهشتی را به مروارید های درشت تشبیه کرده است .

 

 

قصه در قرآن

   قصه در قرآن وسيله و ابزاری است برای نيل به بيان حقايق دينی و اصلاح اوضاع بشر است به همين دليل داستانهای آمده در قرآن در راستای هدف سوره قرار دارد .

از ديگر ويژگی های قصه های قرآن اين است که همه ی آنان واقعی و تاريخی بوده اند ، بر خلاف اکثر داستان ها که بر پايه خيالات است .

سيد قطب الدين رحمت الله عليه چند غرض از اغراض قصه در قرآن را اينگونه بيان می کند :

 1- اثبات وحی و رسا لت : پيامبر ( ص ) در مجلس يهوديان و مسيحيان داستان پيامبران قبل از خود را تعريف می کردند که خود دليلی قاطع بر اثبات وحی و رسالت پيامبر است .

2- بيان اينکه دين از عهد نوح تا عهد حضرت محمد (ص) يکی است و اينکه مومنان همه يک امت واحد هستند و خدای يگانه پروردگاد همه ی آنهاست .

3- تبشير و انذار مردم : چون در خلال داستانها عاقبت نيکان و فرجام بدکاران به وضوح آمده است .

  در قرآن به جز سوره یوسف تقریباً در هیچ سوره ای داستان یک پیامبر یکجا نیامده است ، منطقی هم است که داستانی را که قرآن آن را احسن القصص می نامد تکه تکه و پراکنده نباشد و یک جا خواننده را تحت تاثیر قرار دهد . اغلب داستان های قرآن در اوج آغاز می شود و با خطابی به پیامبر اسلام یا خطاب به پیامبری که داستانش روایت می شود ( نوعی قصه گویی که هنوز نمونه اش را ندیده ام ! ) می فرماید : به یاد آر ... و چون فلاش بکی به گذشته می رود و سرگذشت او را روایت می کند . تصویرسازی های قرآن کاملاً موجز و کامل است مثلاً برای توصیف ترس موسی از عصای مار شده خود به جای اینکه بگوید موسی ترسید و فرار کرد می گوید :<< به موسی گفتیم بایست و عصای خود را بگیر... >>

   خداوند برای ارضای قدرت تخیل انسان ها داستان های اعجاب انگیز و خیال گونه اما واقعی معجزات را نقل می کند . آیا تخیل انسان بالاتر این خواهد رفت که از دل کوه سنگی شتری بیرون بیاید ؟

 

  تجلیات هنر در قرآن بسیار فراوان است . در اینجا فقط اشاراتی شد محدود از چند جلوه ی هنری که در قرآن آمده است باشد که فتح بابی باشد برای علاقه مندان کلام وحی .

 

http://old.tebyan.net/service/nama/image/wal

+ نوشته شده در  ششم مرداد 1386ساعت   توسط قاسم   |